🔸 مثال ها:
� "The documentary was so powerful it bent my mind about climate change. "
مستند آنقدر قوی بود که طرز فکرم را درباره تغییرات آب وهوایی کاملاً عوض کرد.
� "Don’t let them bend your mind with all those conspiracy theories. "
... [مشاهده متن کامل]
نذار با این تئوری های توطئه ذهنت رو خم کنن.
� "That psychedelic experience really bent his mind. "
اون تجربه hallucinogenic واقعاً ذهنش رو دگرگون کرد.
� "She has a way of bending people’s minds without them even realizing it. "
اون بلده بدون اینکه طرف بفهمه، ذهن آدم ها رو بپیچونه ( تحت تأثیر قرار می ده ) .
مستند آنقدر قوی بود که طرز فکرم را درباره تغییرات آب وهوایی کاملاً عوض کرد.
... [مشاهده متن کامل]
نذار با این تئوری های توطئه ذهنت رو خم کنن.
اون تجربه hallucinogenic واقعاً ذهنش رو دگرگون کرد.
اون بلده بدون اینکه طرف بفهمه، ذهن آدم ها رو بپیچونه ( تحت تأثیر قرار می ده ) .
روی فکر کسی اثر گذاشتن